الشيخ رسول جعفريان
329
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
طورى كه شايع شده در قريش ساحر و كاهن وجود دارد . » « 1 » 3 - رقابت طوايف قريش با بنى هاشم : در ميان قريش طوايف مختلفى بود كه بهطور طبيعى و گاهى قرار دادى مناصب مكه را ميان خود تقسيم كرده بودند . با اين حال رقابتهاى چندى ميان آنان وجود داشت . هر يك از آنها مىكوشيد تا در رقابت با يكديگر ، چهرهء بيرونى خود را برجسته كرده و ميان اعراب نفوذ بيشترى به دست آورد . بنى هاشم خاندانى برجسته و صاحب نفوذ بود و گرچه در اين اواخر برخى چهرههاى آن ثروت چندانى نداشتند ، اما به پشتوانهء هاشم و عبد المطلّب و خاندان كثيرالنسل وى ، از برترين طوايف قريش بودند . بالاتر از آن ، خاندان عبدمناف كه بنى هاشم در شمار آنان بود ، از موقعيت ممتازى برخوردار بود . زمانى كه خورشيدِ اسلام در خاندان بنى هاشم طلوع كرد ، بر همه روشن بود كه اگر اين حركت به ثمر برسد ، سبب برترى هرچه بيشتر بنى هاشم خواهد شد . در برابرِ آنان بنى اميه ، و در مجموع ، در برابر بنى عبدمناف ، رؤساى طوايف مختلف قريش قرار داشتند . ابوجهل مىگفت : « ما و فرزندان عبدمناف در شرف رقابت داشتيم . آنان اطعام دادند ، ما نيز چنين كرديم ؛ آنان اموال خود را بخشيدند ما نيز بخشيديم تا برابر شديم ، اين رقابت ادامه داشت تا آنكه گفتند : ما پيامبرى داريم كه از آسمان بر او وحى مىشود ؛ ما چگونه چنين كارى مىتوانستيم بكنيم ؟ نه ، هرگز به او ايمان نخواهيم آورد . » « 2 » مغيرة بن شعبه نقل مىكند كه زمانى با ابوجهل در مكه مىرفتم كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم برخورد كرديم . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم او را دعوت به اسلام كرد . ابوجهل گفت : حتى اگر بداند او حق است از وى پيروى نخواهد كرد . مغيره مىگويد : بعد از آن ابوجهل به من گفت : من مىدانم او حق مىگويد ، اما فرزندان قصّى گفتند : پرده دارى از آن ما باشد ؟ ما پذيرفتيم . گفتند « الندوه » ميان ما باشد ، قبول كرديم . گفتند : پرچم در دست ما باشد موافقت كرديم . آنگاه طعام دادند و ما چنين كرديم تا برابر شديم و تا آن زمان كه گفتند ما پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم داريم . نه به خدا ، چنين كارى نمىكنم « 3 » . » ابوجهل با اشاره به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به ابوسفيان مىگفت : اى فرزندان عبدشمس اين پيغمبر شماست « 4 » . اشراف قريش كه مىديدند يتيم بنى هاشم ، ادعاى نبوت كرده ، احساس حقارت كرده نمىخواستند او را بپذيرند . در واقع آنان نسبت به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم احساس حسادت
--> ( 1 ) . مصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 14 ص 296 ( هند ) ( 2 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ص 316 ؛ عيون الاثر ، ج 1 ص 204 ؛ درالمنثور ، ج 4 ص 187 ( 3 ) . دلائل النبوه ، ج 2 ص 207 ؛ البداية و النهايه ، ج 3 ص 64 ؛ المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 14 ص 92 - 91 ( 4 ) . دلائل النبوه ، ج 2 ص 284 ؛ البداية و النهايه ، ج 3 ص 65